ارسال رایگان
ارسال رایگان
چرا برخی در غم جمعی شاد یا بی تفاوت اند

چرا برخی در غم جمعی شاد یا بی تفاوت اند

همدلی (Empathy) یکی از حیاتی‌ترین ابزارهای بقا در شرایط بحرانی است. در زمان جنگ، بلایای طبیعی یا بحران‌های امنیتی، جامعه با موجی از درد و رنج مواجه می‌شود. در این شرایط، اکثر انسان‌ها به طور غریزی به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند تا از همدلی به عنوان پناهی استفاده کنند. اما چرا در دل همین شرایط، عده‌ای نه تنها همدلی نمی‌کنند، بلکه رفتارهایی بی‌تفاوت، شوخ‌طبعانه یا حتی شاد از خود نشان می‌دهند؟ پاسخ به این سوال در معماری مغز و مکانیسم‌های دفاعی انسان در مواجهه با مرگ و نابودی نهفته است. با پادمیرا همراه باشید.

تصویری انتزاعی نمادی از همدلی در بحران

همدلی چیست؟ مکانیزم بقای اجتماعی

همدلی یک احساس ساده نیست، بلکه یک مهارت دو بخشی است که بقای اجتماعی ما را تضمین می‌کند:

  1. همدلی شناختی (Cognitive Empathy): تواناییِ فهمیدن وضعیت دیگران (مثلاً درک اینکه هم‌شهری یا هم‌رزما در اثر بمباران آسیب دیده است).
  2. همدلی عاطفی (Affective Empathy): تواناییِ حس کردن درد دیگران (دل‌سوزی و اشتراک در غم).

این مهارت حاصل ترکیبی از ژنتیک (نورون‌های آینه‌ای) و تجربیات اجتماعی است. اما در شرایط جنگی و بحران، این چرخه گاهی دچار اختلال می‌شود و رفتارهای عجیبی را در اطرافیانمان می‌بینیم.

چرا برخی در شرایط جنگ و خطر، شاد یا بی‌تفاوت‌اند؟

مواجهه با فردی که در شرایط بحرانی (مثل شنیدن خبر شهادت‌ها یا آژیر خطر) می‌خندد یا بی‌تفاوت است، می‌تواند باعث خشم و سلب اعتماد شود. اما روان‌شناسی چند دلیل علمی و مرتبط با شرایط جنگی برای این رفتار ارائه می‌دهد:

شوخی‌های عصبی در پناهگاه‌ها (مکانیسم دفاعی)

در شرایطی مثل حملات هوایی یا زندگی در پناهگاه، گاهی شاهد شوخی‌های نامناسب یا خنده‌های بی‌دلیل هستیم. این رفتار نوعی واکنش ناخودآگاه برای «کاهش اضطراب مرگ» است. وقتی فشار روانی و ترس از مرگ از ظرفیت تحمل فرد فراتر می‌رود، مغز برای جلوگیری از فروپاشی عصبی، شوخی را جایگزین وحشت می‌کند تا فضا را قابل تحمل کند. این رفتار لزوماً بی‌احترامی به شهدا یا آسیب‌دیدگان نیست، بلکه فریادی برای فرار از احساسات خفه‌کننده و ترس است.

پدیده «شادکامی از رنج دیگران» در جنگ (Schadenfreude)

متأسفانه در شرایط جنگی، دگررنجوری می‌تواند بروز یابد. اگر فردی، گروه آسیب‌دیده را «غیرخودی» یا دشمن بداند، سیستم همدلی مغز او خاموش می‌شود. حتی گاهی افراد در داخل یک جامعه، به دلیل تعصبات قبیله‌ای یا سیاسی، از بدبختی گروه مقابل لذت می‌برند. این احساس اغلب ریشه در حسادت، ناامنی یا نیاز به برتری کاذب («خوشبختانه برای من نیفتاده») دارد و در شرایط ناامنی اجتماعی تشدید می‌شود.

شوک و بی‌حسی ناشی از تروما (Numbness)

در معرض بودن مداوم به اخبار جنگ، انفجار و کشته‌شدگان می‌تواند منجر به «بی‌حسی عاطفی» شود. مغز برای محافظت از فرد در برابر سیلان احساسات منفی، سیستم احساسات را موقتاً کرت می‌کند. این افراد ممکن است چهره‌ای بی‌تفاوت داشته باشند، اما در واقع در حالت «فریز» (انجماد) روانی هستند و توانایی پردازش احساسات جدید را ندارند.

نقص در ساختار شخصیتی (سایکوپاتی و نارسیسم)

در شرایط جنگ، صداقت و وفاداری حیاتی است. اما افراد دارای ویژگی‌های خودشیفتگی (نارسیسم) یا سایکوپاتی، ممکن است از وضعیت برای کسب منافع شخصی یا نمایش قدرت استفاده کنند. آن‌ها درد دیگران را می‌بینند، اما هیچ بار عاطفی‌ای برایشان ندارد. چنین افرادی در شرایط بحران، غیرقابل اعتمادترین اعضای یک گروه هستند، زیرا منافع شخصی را بر امنیت جمعی ترجیح می‌دهند.

چرا همدلی در جنگ، معیار اعتماد است؟

همدلی مانند یک «ترمز اخلاقی» عمل می‌کند. در شرایطی که نظارت قانونی کمتر است و هرج‌ومرج حاکم است، تنها چیزی که مانع از خیانت، دزدی یا بی‌رحمی می‌شود، همدلی است.

وقتی فردی احساسات شما و خانواده‌تان را درک می‌کند، در توزیع منابع scarce (مثل آب، غذا یا دارو) عادلانه رفتار می‌کند. اما اگر این توانایی ضعیف باشد، رفتار او بی‌ملاحظه، سودجو و خطرناک می‌شود. ما ذاتاً به کسانی اعتماد می‌کنیم که در شب‌های سخت و بمباران، «هم‌قطار» امنی باشند، نه کسانی که فقط به فکر نجات خودشان هستند.

استراتژی‌های مقابله با افراد بی‌همدل در شرایط بحرانی

در شرایط جنگی و بحران، انرژی روانی شما سرمایه اصلی‌تان است. برای حفظ آن، این راهکارها را به کار بگیرید:

  • تفکیک شوخی دفاعی از بی‌رحمی: قبل از برچسب زدن، بررسی کنید که آیا شوخی یا خنده فرد، یک مکانیسم دفاعی برای مقابله با ترس است یا خیر. به افراد در پناهگاه‌ها کمی ارفاق دهید؛ همه با ترس به روشی متفاوت مقابله می‌کنند.
  • مرزهای امنیتی و عاطفی شفاف بگذارید: اگر شوخی یا بی‌تفاوتی فرد، امنیت روانی گروه را به خطر می‌اندازد، محترمانه اما قاطع بگویید:

«درک می‌کنم که همه استرس داریم، اما این رفتار باعث تشویش اطرافیان می‌شود. لطفاً برای حفظ آرامش جمعی، همکاری کن.» 

  • در دام بحث‌های فرسایشی نیفتید: در شرایط بحران، وقت طلاست. تلاش برای اثبات اینکه فرد باید غمگین باشد یا آموزش دادن اخلاق به کسی که فاقد همدلی است، تنها انرژی حیاتی شما را هدر می‌دهد. اولویت اول بقا و آرامش خودتان است.
  • سطح اعتماد را مدیریت کنید: لازم نیست با همه هم‌قطار شوید. رابطه خود را با افراد بی‌همدل یا سودجو در سطحی «اجتماعی و رسمی» نگه دارید. اسرار نظامی، خانوادگی یا منابع خود را در اختیار چنین افرادی قرار ندهید.
  • شبکه حمایتی خود را شناسایی کنید: در شرایط جنگ، «هم‌نوع»‌های واقعی خود را پیدا کنید. کسانی که مهارت شنیدن بدون قضاوت را دارند و در سختی‌ها شانه شما را می‌گیرند. روی این افراد تمرکز کنید.
  • آگاهی‌بخشی در زمان مناسب: اگر رابطه برایتان ارزشمند است (مثلاً یک هم‌رزم)، انتقاد را به زمانی آرام موکول کنید. بگویید که رفتار او چه تأثیری بر روحیه تیم گذاشته است. گاهی افراد از تأثیر مخرب رفتار خود در شرایط حساس بی‌اطلاع‌اند.

 

نکته تکمیلی: مراقب «فرسودگی همدلی» در جنگ باشید

در طولانی‌مدت، ممکن است خود شما هم دچار نوعی بی‌حسی نسبت به اخبار جنگ و مصیبت‌ها شوید. این پدیده «فرسودگی همدلی» (Compassion Fatigue) نام دارد که در آن مغز برای جلوگیری از فروپاشی، سیستم احساسات را موقتاً خاموش می‌کند. اگر چنین حس کردید، بدانید که طبیعی است و نشانه بی‌رحمی نیست؛ بلکه نشانه نیاز مغز شما به استراحت، خواب ایمن و تجدید قواست تا دوباره بتواند همدلی کند.

دیدگاه خودرا بنویسید
https://padmira.ir/